اخرین روز کلاس در پلی تکنیک
فکر کنم اینکه هیچ خبری حتی اینکه مشروط نمیشم برام اندازه ی این کلمه عزیز نبود.
وقتی گفت میتونی بری میخواستم از خوشحالی جیغ بکشم امروز ساعت ده ونیم کارگاهم تموم شد....وقتی استاد قطعه را گرفت وگفت میتونی بری داشتم پر در میاوردم
خدایا فقط پاس شم قول میدم ادم خوبی شم توفقط نزار من دوباره پام به منفی سه برسه .خواهش میکنم خدای خوبم
این ترم کلاسم زودتر از همه شروع شد اخر همه هم تموم شد اخه اینم اموزشه ماداریم...
از عصر باید بابرنامه شروع کنم بخونم گرچه چشمانم داره میسوزه خوب بگو جوش نمیخوره مرض داری ماسکو برمیداری نگاه کنی توکه دستات همیشه ویبره فعاله...
حاضرم به قول بچه ها تو ازمایشگاه سرطان بگیرم اما دیگه پام به کارگاه منفی سه ابوریحان نرسه باز خداعمرشون بده ترم اول درست و حسابی بهمون خوشامد گفتن اما تا اخرش نمیخواد دلهره داشته باشی .برای پروزه هم بلاخره یک کاریش میکنم که نخوام برم منفی سه باماشین ابزار و اون دستگاه ها کار کنم.دست رئیس دانشگاه هم درد نکنه پنج شنبه ها را تعطیل کرد دیگه نخواستیم هر هفته بریم چهار روزه تموم شد
من امروز خوشحال ترین ادم روی زمینم
جالبه بعضیا یه روزه متوجه میشن اما...
خدایا فقط این ترم aبشم قول میدم بازم بیام و خواسته های دیگمو صف کنم(خواستم بگم اخریشه اماخوب چرا دروغ فردا نشده یه اگه دیگه پیش میاد)
دو هفته وقت دارم و چند تا امتحان....
دعام کنید....